آرشیوهای درون من

آدم‌های تکراری و آرشیوی‌ایی هستیم. خودم را می‌گویم با سه-چهار نفری که توی من زندگی می‌کنیم. هر از گاهی یکی از ما یادش می‌آید که باید وجود داشته باشد. خودش را از آرشیو بیرون می‌کشد، صفحه‌ی کلیشه‌هایش را روی دستگاه پخش می‌گذارد و درحالی که به دیوار تکیه داده با آرامش خاصی به خودش گوش می‌دهد. وای از وقتی که اصراری برای شنیدن حرف جدیدی باشد. توی خودشان می‌لولند، غلغله می‌شود، صدا به صدا نمی‌رسد. هرکدام برای گذاشتن صفحه‌ی خود روی دستگاه عجله دارد. مدتی ترکیبی از جملات نامفهوم در هوا می‌پیچد تا در نهایت زور بکی بچربد: آن که کلیشه‌ای‌ترین است. بقیه هم با تحسین او را نگاه می‌کنند. سعی می‌کنم همه را بیرون کنم ولی سکوت همه چیز را خفه می‌کند یا شاید هم، همه‌چیز را پر می‌کند و جایی برای حرف دیگری باقی نمی‌گذارد. باید از همین سکوت چیزی بسازم ولی کسی نمانده که بخواهد نظری بدهد یا خیال‌پردازی کند. درشان را که کمی باز کنم باز همهمه‌ی نامفهوم‌شان توی هوا می‌پیچد و می‌فهمم چه اشتباهی کرده‌ام. همان بیرون باشند بهتر است.

نگاهی به اطراف می‌اندازم، حتما چیزی هست که کمی ایده بدهد. تک تک ظرف‌ها و حتی قوطی‌های کنسرو را می‌گردم اما همه خالی است. تمامشان را غارت کرده‌اند، آن آدم کلیشه‌ای که روی مبل لم داده و پایش را تاب می‌دهد و صدای خود را می‌شنود که از صفحه پخش می‌شود. می‌توان سری به گذشته زد. یا شاید هم که نه بهتر است به آنجا نرویم. جز نسخه‌ی جوان‌ترشان چیزی پیدا نمی‌کنیم.

قدم‌زنان به خرت و پرت‌هایی که روی زمین افتاده لگدی می‌زنم. هر از گاهی جمله‌ی بی‌سر و تهی به گوش می‌آید که همانجا تمام می‌شود. ادامه هم ندارد. همه‌یشان را هم که کنار هم بگذارم معلوم نیست چه درست می‌شود. تکه تکه‌های بی‌ربط، تکه پاره‌هایی که معلوم نیست از کجا آمده‌اند، صاحبشان کیست. بنظرم تکه‌های جسدهایی هستند که آن‌ها را رها نمی‌کنم. نمی‌خواهم قبول کنم که مرده‌اند. خیلی برایم عزیزتر از این حرف‌ها هستند که چون فقط نفس نمی‌کشند بگذارم بروند. حتی از فکرش مو به تنم سیخ می‌شود. هر از گاهی یک کدامشان سرش را می‌گرداند و جمله‌ای می‌گوید و بعد هم گردنش می‌افتد. صدایش که از شدت بلندی معلوم نیست سرد است یا گرم توی این فضای خالی طنین پیدا می‌کند. این را می‌دانم که صدایشان قشنگ است. زیباتر از هرچیز که تا حالا در هرکجای دنیا شنیده شده است. یا هم که نشده است. فرقی نمی‌کند.