جین - ۲۶ فوریه ۱۸۳۴

عزیرم، زمستان تقریبا تمام شده و هنوز از تو خبری نرسیده. مایکل را به شهر فرستاده‌ام تا محصولاتمان را بفروشد. وضع مالیمان خوب نیست اما با صرفه جویی‌هایمان توانستیم به سلامت از زمستان بگذریم.

جای خالی تو را هرروز روبروی شومینه میبینم که نشسته‌ای و پیپ میکشی. دوستت دارم. زود به پیش ما برگرد.

دوست‌دار تو جین