جین - ۵ ژوئن ۱۸۳۴

عزیزم، دوستم را به خاطر می‌آوری؟ همان که دائم در سفر است، امروز به دیدنم آمده بود. از وضع تنهایی من بسیار متاثر شد. مرا مجبور کرده چمدانم را ببندم و با او به سفر بروم. راستش زیاد از کارم مطمئن نیستم، هر لحظه ممکن است تو از راه برسی و من نباشم. اما او قول داده مرا زود به خانه باز می‌گرداند.

خانه را به مایکل میسپارم. می‌دانم که از پس آن بر می‌آید. در سفر برای تو می‌نویسم. اگرچه نمی‌دانم این نامه‌ها به دست تو میرسد یا نه. حتی شاید آن‌هارا باز هم نکنی. مرا با خبری از خود خوشحال کن.

دوست دار تو جین