جین - ۱۳ ژوئن ۱۸۳۴

عزیزم نامه را در کالسکه برایت می‌نویسم. باید بدخط بودنش را ببخشی. رنه خوابیده است، و من هم از تماشای مناظر لذت می‌برم. آقای لوکاس هم حتی فکر کنم پشت کالسکه خوابش برده است، امیدوارم مارا سرنگون نکند!

دلم برای خانه تنگ شده، دلم برای تو تنگ شده! دوست دارم وقتی برگشتم تورا ببینم که باز با صبر و حوصله درست کردن لولای در طویله را به مایکل یاد می‌دهی. با شاید هم فقط جلوی در، روی صندلی راحتی‌ات خواب رفته‌ای و من تورا با بوسه‌ی کوچکی بیدار کنم، تو بدون اینکه چشمانت را باز کنی دستانم را بگیری و مرا در آغوش بگیری. آه عزیزم! پس چرا هیچ نامه‌ای برایمان نمی‌فرستی؟ حتی اگر نمیخواهی دیگر از من چیزی بشنوی، به من اطلاع بده

دوست‌دار و دلتنگ تو …