جین - ۱۰ ژوئیه ۱۸۳۴

عزیزم سلام. یک هفته‌ای از روزی که به خانه رسیدم می‌گذرد و کمکم حالم به سر جای خودش برمیگردد. اصلا نمی‌‌دانم برایم چه اتفاقی افتاده بود اما تحمل یک روز دیگر دوری از خانه را نداشتم. هرروز نگران بودم تو به خانه برگردی و مرا نیابی. در این مدت مایکل بسیار مرا تحمل کرده، مل پخت و اداره خانه و همچنین مراقبت از من را به عهده گرفته. باید در اولین فرصت با یک کیک شکلاتی، از همان‌هایی که دوست دارد، حسابی از او تشکر کنم.

مرا با خبری از خود شاد کن دوستت دارم